![]() |
![]() |
|
| نقاشی با واژه ها .. شعر و دلنوشته های ابراهیم بانی |
با طلوع ِ ........................................................ بانی ۲/۳/۸۸ شرمنده همه دوستان .. من خوبم .. جز .... بی اینترنتی .. البته امروز اومدم برا همه کامنت بزارم اما نمبدونم چرا قسمت نظرات باز نمیشه جز عده ای معدود .. من هم بیادتان هستم .. ( این پستم از کافینته ) .. الی اللقا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 خرداد1388ساعت 9:38 توسط بانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ابراهیم بانی
.......................... شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ |
| آرشیو موضوعی |
|
بانیات نزاریات ساهریات جبرانیات متفرقه وجدانیات معرفی کتاب.. وبلاگ .. دوست |
|
RSS
|