تبليغاتX
الرّسمُ بالكَلِمَات

الرّسمُ بالكَلِمَات

نقاشی با واژه ها .. شعر و دلنوشته های ابراهیم بانی

جز همین در به در دشت و صحاری بودن

ما به جائی نرسیدیم ز جاری بودن

...............................................

پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 16:40 | |

ترانه و ترجمه التحدیات

* : این ترجمه همانند ترجمه های قبلی برای فهم بیشتر ترانه است و بیشتر سعی شده از روال ترجمه های دیگر که بیشترشان ترجمه کلمه به کلمه است خارج باشد.


ادامه مطلب
دوشنبه 9 مهر1386ساعت 22:39 | |

انجازات و جوائز کاظم الساهر خلال جولته الفنیه


ادامه مطلب
دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:57 | |

حكاية أغنية كثر الحديث

 


ادامه مطلب
دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:51 | |

كريم العراقي مبدع يبحر في فنون الشعر الغنائي

 

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:47 | |

 

قصه حیاه الشاعر الغنایی الکبیر 

کریم العراقی

ادامه مطلب را کلیک کنید 


ادامه مطلب
دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:38 | |

چشم

روزی چشم به دیگر یارانش گفت: کوهی پوشیده از ابر در پشت این دره ها می بینم. براستی که چه کوه زیبایی!
گوش گفت: کجاست آن کوهی که تو می بینی؟ من صدایش را نمی شنوم!
دست گفت: من می کوشم تا آن را لمس کنم اما هیچ کوهی را احساس نمی کنم.
بینی گفت: من وجود او را درک نمی کنم زیرا قادر نیستم او را ببویم. پس وجود آن غیر ممکن است!
آنگاه چشم به سوی دیگری روی برتافت و با خود خندید در حالی که حواس دیگر درباره چنین خیالبافیهایی گفتگو می کردند و به این نتیجه رسیدند که چشم از راه بدر شده است!

نوشته جبران خلیل جبران از کتاب دیوانه

جمعه 6 مهر1386ساعت 8:47 | |

منذ ثلاثين سنه

أحلم بالتغيير

وأكتب القصيدة الثوره .. والقصيدة الأزمه ..

والقصيدة الحرير ..

***

منذ ثلاثين سنه

ألعب باللغات مثلما أشاء

وأكتب التاريخ بالشكل الذي أشاء..

وأجعل النقاط، والحروف ، والأسماء، والأفعال،

تحت سلطة النساء.

وأدعي بأنني الأول في فن الهوى..

وأنني الأخير ..

***

وعندما دخلت .. يا سيدتي

إلى بلاط حبك الكبير..

انكسرت فوق يدي قارورة العبير

وانكسر الكلام - يا سيدتي - على فمي

وانكسر التعبير ..

***

ولا أزال كلما سافرت في عينيك .. يا حبيبتي

أشعر بالتقصير..

وكلما حدقت في يديك يا حبيبتي

أشعر بالتقصير ..

وكلما اقتربت من جمالك الوحشي يا حبيبتي

أشعر بالتقصير

وكلما راجعت أعمالي التي كتبتها..

قبيل أن أراك يا حبيبتي..

أشعر التقصير..

أشعر التقصير..

أشعر التقصير..
---------------
نزار قبانی - الحب لا يقف على الضوء الأحمر- 1985
---------------------

جمعه 6 مهر1386ساعت 8:40 | |

هر سال که ماه رمضان به نیمه میرسه

ما " گرگیعان داریم " .. در رابطه با اون یه مطلب گذاشتم .. حتماْ بخونید

گرگیعان چیست؟


ادامه مطلب
پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 5:22 | |

اوشو از جبران خلیل جبران  میگوید

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 23:58 | |

 

" تتبغد علینا "

 یک واژه و مثل قدیمی است که در عصر طلایی عراق رواج پیدا کرد و از قبل در شام و اردن و مصر و حتی الجزایر مرسوم بوده

و معنی تتبغد علینا به معنی کلاس گذاشتن و حتی تکبر کردن در مقابل ماست و به کلاس نوع ادای حروف و لهجه اهالی اصیل بغداد بر میگردد.

این اصطلاح را در خوزستان به شکل " عیایرت بغداد " شنیده بودم . که رندی و زیرکی اهالی بغداد و حتا در اصطلاح عامیانه سرکار گذاشتن مخاطب را بیان میکند. ولی در این ترانه مقصود لهجه و کلاس است که فکر میکنم برای همشهریان آبادانی ام ملموس تر باشد. وقتی ببینند کسی آبادانی نیست ولی با تقلید لهجه و طرز ادا و حرکات ( و مخصوصاً عینک ریبون زدن) میخواهد به آنان لافی را تحمیل کند . البته این دیگه شوخی بود( با ذکر این نکته که دو سوم یک شوخی جدی است )

کریم العراقی ، ترانه سرای این آهنگ

در کلیپ شرکت داشته و بعنوان یکی از دوستان کاظم ایفای نقش کرده

 این ویدیو کلیب در دبی در یک روستای باستانی به تصویر کشیده شد.

کارگردان آن هم هنرمند بزرگ حسین دعیبس اردنی است.
ترانه و ترجمه اش را در ادامه مطلب بخوانید + عکس های پشت صحنه آن 


ادامه مطلب
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 23:27 | |

  • «هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:
  •  نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد.
  •  دومین بار آن هنگام که در مقابل فلج‌ها می‌لنگید.
  •  سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.
  •  چهارمین بار وقتی‌که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه می‌کنند.
  •  پنجمین بار آنگاه‌که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باززد و صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانست.
  •  ششمین بار زمانی‌که چهره‌ای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمی‌دانست آن چهره، یکی از نقاب‌های خود اوست.
 و هفتمین‌بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.»
یکشنبه 1 مهر1386ساعت 17:38 | |

 

همچون شما زنده‌ام

و در کنار شما ایستاده‌ام

 چشمان خود را ببندید و اطراف را بنگرید،

مرا در برابر خود خواهید دید.

                    گورنوشتهٔ جبران

 

لطفاْ ادامه مطلب را بخوانید....................


ادامه مطلب
یکشنبه 1 مهر1386ساعت 17:36 | |

  شاید بارها توصیه های زیر را خوانده یا شنیده باشید اما ضرری ندارد یکبار دیگر هم نکته های گلچین شده مرا بخوانید شاید این بار جرقه های جدیدی در ذهن شما تولید کند : 

ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
یکشنبه 1 مهر1386ساعت 16:12 | |

 بیل گیتس (رئیس مایکرو سافت) طی یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا ، خطاب به دانش آموزان گفت که در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند ؛ او هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمی گیرند ، بشرح زیر نام برد :

اصل اول : در زندگی ، همه چیز عادلانه نیست ، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید .
اصل دوم : دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قائل نیست . در این دنیا از شما انتظار می رود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید ، کار مثبتی انجام دهید .
اصل سوم : پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن ، کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد . به همین ترتیب ، قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد ، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید ، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید .
اصل چهارم : اگر فکر می کنید ، آموزگارتان سختگیر است ، سخت در اشتباه هستید . پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سخت گیرتر از آموزگارتان است ، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد .
اصل پنجم : آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد . پدر بزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند ، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.
اصل ششم : اگر در کارتان موفق نیستید ، والدین خود را ملامت نکنید ، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید .
اصل هفتم : قبل از آنکه شما متولد بشوید ، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد ، ملال آور نبودند .    
 از :  iran-vip.com

یکشنبه 1 مهر1386ساعت 16:10 | |

Design By : Night Melody